شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 83

نفثة المصدور ( فارسى )

شهاب الدّين نسوى و نور الدّين نشابورى بقلم استاد علّامه جناب آقاى مجتبى مينوى مؤلّف « 1 » سيرة جلال الدّين مينكبرنى به عربى و منشى نفثة المصدور به فارسى يك نفر بوده است به اسم محمّد و لقب شهاب الدّين و نسبت خرندزى ، زيدرى ، نسوى - خرندز نام قلعهء شخصى و ارثى او ، زيدر نام شهرى كه قلعه بدان نزديك بوده است ، نسا شهر و شهرستانى كه خرندز و زيدر جزء آن محسوب مىشده است - در باب او مرحوم هدايت و مرحوم محمّد تقى حكيم و مرحوم قزوينى و مرحوم اقبال را سهوى و اشتباهى دست داده است كه او را با نور الدّين منشى يكى دانسته‌اند ، و حال آنكه نور الدّين نوهء كريم الشّرق نيشابورى و از اهل كذكن ( كركن ) جزء محالّ رخ از مضافات نيشابور بوده است . شهاب الدّين و نور الدّين هر دو منشى جلال الدّين مينكبرنى و معاصر و مدّتى شايد همكار و همقطار بوده‌اند ، امّا نامى از يكديگر نبرده‌اند ، جلال الدّين را غير از اين دو تن منشى يا منشيان ديگر نيز بوده است ؛ لقب شهاب الدّين بعنوان مؤلّف سيرة جلال الدّين در دو سه مأخذ با نسبت نسوى و زيدرى و خرندزى آمده است ، مثلا در نسخهء خطّى ترجمهء آن سيرت به فارسى ، و در نسايم الأسحار ، و در كتاب معجم المؤلّفين عمر رضا كحّاله كه مأخذ او گويا فهرست چاپ ناشدهء مؤلّفين نسخه‌هاى خطّى در كتبخانهء ظاهريّهء دمشق بوده است ، و بعنوان منشى جلال الدّين

--> ( 1 ) - به خواهش دوست بسيار عزيز دانشمند آقاى دكتر امير حسن يزدگردى اين چند كلمه دربارهء مؤلف نفثة المصدور نوشته مىشود . مجتبى مينوى